
تامس نیومن که به تازگی وارد ۵۵ سالگی شده خاطراتش از بیش از ۲۰ سال ساخت موسیقی فیلم را به یاد میآورد.
تامس نیومن در حومه لسآنجلس که مملو از استودیوهای موسیقی است رشد کرده، اما سازهای عجیب و غریب که بخشی از موسیقی او هستند ریشه در جاهای دیگر دارد.
او خودش به کلکسیونر اشیاء عجیب بودن واقف است و با شور و شوق بسیار درمورد پیدا کردن سازهایش در عتیقه فروشیهای لندن صحبت میکند. این کندوکاو بخشی از جستجوی او برای «نواهای ناخوانده» است؛ نواهای ناخواندهای که سبک متفاوت او را رقم زدند.
با این حال کیفیت غریب و تجربی سازهای این هنرمند با شخصیت او در تضاد است، اگر او را نشناسید مطمئنا با شلوار جین و کاپشن سبکی که میپوشد نمیتوانید او را از عابران معمولی تشخیص دهید.
اما تامس نیومن را میلیونها نفر میشناسند.این آهنگساز بیش از ۲۰ سال است موسیقی فیلمهای خاطرهانگیزی را ساخته است؛ «رستگاری از شاوشنک» در سال ۱۹۹۴، «زیبایی آمریکایی» ۱۹۹۹ و «وال-ای» انیمیشن پرفروش سال ۲۰۰۸٫ علاوه بر این او تاکنون ۱۰ بار نامزد جایزه اسکار بهترین موسیقی فیلم شده هرچند به این جایزه دست نیافته است.
آلفرد نیومن، پدر فقید او ۹ بار برنده اسکار شده و در دوران درازمدت کاری اش موسیقی فیلمهایی چون «بلندیهای بادگیر» در سال ۱۹۳۹ و «همه چیز درباره ایو» در سال ۱۹۵۱ را ساخته است. رهایی از سایه چنین پدری مطمئنا سخت بوده، اما توماس نیومن خودش اکنون به یکی از بزرگان این عرصه بدل شده است.
شاید باورش سخت باشد، اما نیومن در جوانی علاقهای به موسیقی نداشته است و مثل خیلی از بچههای دیگر به زور و از روی ناچاری همراه پدرش به دفتر و استودیو کار او میرفت.
خودش میگوید: «یادم میآید به جلسه رهبری ارکستر پدرم میرفتم. اما وقتی بچه هستید تا ربع ساعت همه چیز جذاب است و بعدش یکی دو ساعت دائم میگویی کی میرویم خانه!»
آهنگساز «وال-ای» کودکی سادهای را در کنار مارتا، مادرش و آلفرد نیومن به یاد میآورد؛ پدرش «آقای» خانوادهای بزرگ بوده که بسیاری از آنها خودشان در موسیقی مطرح بودند، دیوید برادر بزرگترش نیز آهنگسازی مطرح است.
او به همراه پسرعموی بااستعدادش ترجیح میدادند بسکتبال بازی کنند. پسرعموی او رندی نیومن است که در دهه ۱۹۷۰ با ترانهسرایی به شهرت رسید و سپس در آهنگسازی موسیقی فیلم نامی برای خود دست و پا کرد.
نیومن با تواضع از تحصیل موسیقی صحبت میکند: «کلاس پیانو و ویلن میرفتم، اما نوازنده خوبی نبودم.» اما رندی نظر دیگری دارد: «پدر توماس پیانیست قابلی بود و توماس هم بهترین نوازنده پیانو خانواده بود.»
همان زمانیکه رندی با ترانهسرایی به شهرت میرسید، توماس حتی نمیدانست در آینده چه میخواهد بکند. او میدانست میخواهد موسیقی را ادامه دهد اما نه در مسیر پدرش.
این آهنگساز برجسته میگوید: «هیچ وقت درمورد ادامه موسیقی شک نداشتم اما ساخت موسیقی فیلم ترسناک است. اصلا هوس آهنگسازی برای فیلم نداشتم. اصلا فکر نمیکردم تواناییاش را داشته باشم.»
پس از فارغالتحصیلی از دانشگاه ییل در رشته موسیقی، او چندان از امتحان کردن آهنگسازی بدش نمیآمد. او با یادآوردن آن دوران میگوید: «یک فکرهایی داشتم. خیلیهایشان خوب بودند، اما واقعا نمیدانستم چطور این ایدهها را باید اجرا کنم.»
بنابریان چندین سال به تجربه گذشت، از ساخت موسیقی برای تئاتر تا ساخت آهنگ ترانههای راکاندرول و در نهایت در «بیقرار» ساخته جیمز فولی درمورد جوانان شورشی دهه ۱۹۸۰ او آهنگسازی فیلم را تجربه کرد. پس از این فیلم برای یک دهه او فقط موسیقی فیلمهای کمدی سبک ساخت.
در کنار آهنگسازی، تکامل در عرصه کار گروهی و کنارآمدن با رد شدن آهنگها، همگی درسهایی بودند که در این دوره آموخت.
اما او به پشرفت فکر میکرد و واقعا هم پیشرفت کرد. کمکم راه خودش را به فیلمهای سطح بالا باز کرد. در سال ۱۹۹۲ او آهنگسازی فیلم «بازیگر» ساخته رابرت آلتمن را برعهده گرفت. این فیلم هجویه دنیای هالیوود بود و بدین شکل توماس در مسیر پدرش افتاد.
خودش درمورد این فیلم میگوید: «فیلم «بازیگر» یک جورهایی اولین تجربه بالغانه من بود. شاید به این دلیل که رابرت آلتمن یک بار مرا تهدید به اخراج کرد. یک جاهایی اوضاع اصلا خوب نبود چون او بداههپرداز بهتری بود تا «تمامکننده». «تمام کردن» بخشی از برنامه پس از تولید است که با خودت میگویی «خب بیایید جمعش کنیم و کار را تمام کنیم.» من اخراج نشدم، اما به این فکر افتادم که چطور باید بهترین کارم را انجام دهم که حتی اگر اخراج شدم هم بتوانم بگویم همه تلاشم را کردم؟»
او موفق شد پاسخی درخور پیدا کند؛ دو سال بعد با فیلمهای «رهایی از شاوشنک» و «زنان کوچک» نامزد جایزه اسکار شد. در این موقع همه میدانستند که او جایگزین پدرش است، اما نیومن این را نمیخواست و در سال ۱۹۹۹ با موسیقی فیلم «زیبایی آمریکایی» نشان داد که سبک خودش را دارد.
پس از این فیلم او جا پای خودش را محکم کرد. و در عرض سه سال موسیقی متن ۱۲ فیلم را ساخت. از پروژه پرفروش و پرهزینه «مسیر سبز» گرفته تا فیلم مستقل جسورانه «در اتاق خواب» و ملودرام سیاه «جادهای به پردیشن» و همچنین موسیقی متن انیمیشن موفق «درجستجوی نیمو».
سام مندس، کارگردان «زیبایی آمریکایی» میگوید: «یکی از مهارتهای هنرمندی بزرگ این است که در سبکهای مختلف فعالیت کند اما هویتش در این آثار قابل تشخیص باشد. توماس در این کار موفق شد. کار او برای «زیبایی آمریکایی» و «جادهای به پردیشن» کاملا متفاوت بودند، اما مشخص بود هر دو اثر تام نیومن بزرگ هستند.»
نیومن درمورد پدرش که در سال ۱۹۷۰ درگذشت میگوید: «هیچ وقت درمورد موسیقی بحث نکردیم. بیشتر دوست داشتیم درمورد علایق دیگر همدیگر صحبت کنیم.»
در خاتمه آهنگساز «درجستجوی نمو» درمورد موسیقی فیلم میگوید: «موضوع عجیب درمورد موسیقی فیلم این است که بدانی اصلا داری چه کار میکنی؟. وقتی به این مسئله فکر کنی متوجه عجیب بودنش میشوی. اما چرا موسیقی متن وجود دارد و موسیقی چه کاری برای فیلم انجام میدهد؟ چقدر باید خودنما یا زیرمتنی باشد؟ داستانگویی آن کجاست؟ چگونه درام را پیش میبرد؟ جایگاهش در داستانگویی کجاست؟»
|