پربازدیدترین در گوگل ریدر
کرت کوبین، مردی که دنیا را فروخت
« »

kurt cobain 03 کرت کوبین، مردی که دنیا را فروخت

«کرت کوبین» با نام اصلی «کرت‌‌‌دانلد‌‌‌کوبین» (Kurt Donald Cobain) خواننده، نوازنده، ترانه‌‌‌سرا و آهنگ‌ساز آمریکایی که رهبر گروه راک «نیروانا» نیز بود، در سال ۱۹۶۷ در «آبردین» ایالت سیاتل آمریکا در خانواده‌‌‌ای کارگر به‌دنیا آمد و در سال ۱۹۹۴ در ۲۷ سالگی و در اوج شهرت در ویلایش خودکشی کرد.

پیرامون خودکشی کرت‌‌‌کوبین حرف و حدیث‌‌‌های فراوانی زده شده، که بسیاری از آن‌ها از سر بی‌اطلاعی و ناآگاهی از شخصیت او بوده است. در یکی از روایت‌های مشهور گفته شده، که او به این سبب خودکشی کرده است، که می‌‌‌دانسته که شهرتش رو به افول است و برای این‌که جاودانه شود، دست به چنین کاری زده. چنین چیزی به شدت دور از واقعیت است، زیرا هنگامی‌که کرت‌‌‌کوبین دست به خودکشی می‌‌‌زند، در اوج محبوبیت بوده و نشانه‌‌‌ای از کاهش شهرت و محبوبیت او دیده نمی‌‌‌شده است. دیگر این‌که نیروانا به شدت از چیزی به‌نام شهرت تنفر داشته و انسان مردم‌‌‌گریز و گوشه‌‌‌گیری بوده است. کافی‌ست که به این جملات در وصیت‌‌‌نامه‌‌‌اش توجه کنیم:

«طی این سال‌ها از اولین آشنایی‌‌‌ام با اخلاقیاتی که هم‌راه استقلال می‌‌‌آید و تحقیرهای جامعه‌‌‌ی شما، ثابت شده است که (انزوای من) صحیح است. مثلن وقتی پشت‌صحنه هستم و چراغ‌‌‌ها خاموش می‌شود و فریاد دیوانه‌‌‌وار جمعیت شروع می‌‌‌شود، آن‌گونه که «فردی‌‌‌مرکوری» را تحت تاثیر قرار می‌‌‌داد، بر من اثر نداشت. به نظر می‌‌‌رسید که او از عشق و تحسین جمعیت لذت می‌‌‌برد، لذتی که من کاملن به آن اجر می‌‌‌گذارم و به آن حسادت می‌‌‌کنم، اما حقیقت این است که من نمی‌‌‌توانم شما را تحمیق کنم، هیچ‌کدام از شما را، این اصلن برای شما یا خود من منصفانه نیست. بدترین جنایتی که فکرش را می‌توانم بکنم این است، که مردم را با جعل و وانمود کردن این که من صد‌درصد حال می‌‌‌کنم، بچاپم. گاهی اوقات احساس می‌‌‌کنم، که باید بیش از این‌که از روی سن پایین بروم، کارت خروج بزنم. من با تمام قوا سعی کردم، که قدر شما را بدانم (و خدایا این کار را کردم باور کنید کردم، اما کافی نیست). به این واقعیت که من و ما، بسیاری از مردم را تحت‌‌‌تاثیر قرار دادیم و سرگرم کردیم، اجر می‌‌‌گذارم. من باید از آن دسته آدم‌‌‌های خود شیفته‌‌‌ای باشم که وقتی چیزی گذشته است، تازه قدرش را می‌‌‌دانند. بسیار حساس هستم و احتیاج دارم که تقریبن بی‌‌‌حس باشم، تا دوباره آن اشتیاق را که در دوران کودکی داشتم بازیابم. در طول سه تور اخیر نسبت به مردمی که می‌‌‌شناختم و هواداران موسیقی‌‌‌مان قدردانی بهتری داشتم، اما هنوز نمی‌‌‌توانم از احساس یاس گناه و همدلی‌‌‌ای که نسبت به همه دارم، عبور کنم… .»

kurt cobain 01 کرت کوبین، مردی که دنیا را فروخت

من سعی می‌‌‌کنم تا دلیل منطقی دیگری برای این پایان کرت‌‌‌کوبین بیابم، که حداقل نگاهی باشد از پنجره‌‌‌ی ذهنم خودم به این ماجرا، نه آن‌که به راحتی دیدگاه‌‌‌های غیرمنطقی دیگران را بپذیرم. رهبر نیروانا کودکی سختی را پشت سر گذرانده بود. پدر و مادرش هنگامی‌که او فقط هشت سال داشت، از یک‌دیگر جدا شدند و او مدتی را با نامادری‌‌‌اش زندگی کرد، که رابطه‌‌‌ی خوبی با او نداشت. در نوجوانی به سبب مشکل روحی و روانی مجبور شد، داروهای التیام‌‌‌آور مصرف کند و مدت‌ها نیز مانند یک آواره در خانه‌‌‌های آشنایان و فامیل زندگی می‌‌‌کرد و چند ماهی هم هم‌چون یک کارتون‌‌‌خواب زیر یک پل روزگار گذراند و برخی شب ها از گرسنگی علف می‌‌‌خورد. او از طبقه اقتصادی می‌‌‌آمد که خرید یک گیتار هم برایشان سخت بود. کرت می‌‌‌خواست که در بزرگ‌سالی به نوعی تمام این محرومیت‌‌‌ها را جبران کند. اما تعارض‌‌‌ها از همین جا آغاز شدند. وقتی در فاصله‌‌‌ی کوتاهی به شهرت و ثروت رسید، به ناگاه خود را در زندگی یافت که از سویی فکر می‌‌‌کرد لیاقتش را ندارد و از سویی دیگر با وضعیت جامعه‌‌‌اش در تضاد است. و از همه سخت‌‌‌تر برای کوبین که سیاسی نبود، اما گرایشات آزادی‌‌‌خواهانه‌‌‌اش بر کسی پوشیده نبود، این قسمت ماجرا بود، که او نمی‌‌‌توانست کاری هم برای تغییر این وضعیت جامعه‌‌‌اش انجام دهد، این است که دست به ویرانی آن‌چه خود گردآورده می‌‌‌زند و با تبر به جان وسایل، دکور و تزیینات گران‌‌‌قیمت منزلش می‌‌‌افتد و تمامی آن‌ها را نابود می‌‌‌کند.

کرت به سبب زندگی نابه‌سامان خانوادگی که در کودکی به آن دچار شده بود، به شدت سعی می‌‌‌کرد که پدری نمونه و خوبی برای دخترش باشد. زمانی که او به چنین جمع‌‌‌بندی واقعی از شخصیت خود می‌‌‌رسد که به سبب عدم ثبات شخصیتی‌‌‌اش امکان دارد تا در آینده زندگی به سامانی نداشته باشد، همان‌طور که در وصیت‌‌‌نامه‌‌‌اش می‌‌‌گوید، دست به خودویران‌گری می‌‌‌زند، به جای آن‌که دیگران را نابود کند. «همسری بسیار خوب دارم که از او بلند پروازی و هم‌دلی تراوش می‌‌‌شود. دختری که مرا بسیار به یاد آن‌چه خودم بودم می‌‌‌اندازد، سرشار از عشق و لذت. هر کسی را که می‌‌‌بیند، می‌‌‌بوسد، چون همه خوبند و هیچ آسیبی به او نمی‌‌‌رسانند، و این مرا به هراس می‌‌‌اندازد، تا جایی که کنترل خود را از دست می‌‌‌دهم. نمی‌‌‌توانم این خیال را تحمل کنم، که «فرانسیس» هم بینوا و خودویران‌گر و مرگ‌ غلطانکی شبیه به آن‌چه من شدم بشود…«کرتنی» خواهش می‌‌‌کنم ادامه بده، به خاطر فرانسیس، برای زندگی‌‌‌اش که بدون من بسیار شادتر خواهد بود… .»

و این‌گونه تراژدی یک هنرمند بزرگ به پایان می‌‌‌رسد، «مردی که جهان را فروخت»[۱] آن هم به بهای اندکی.

۱٫ اشاره به نام یکی از آهنگ‌های مشهورش «The man who sold the world»

  • اکبر ترشیزاد / رادیو کوچه
« »





مرا از نظرات جدید به‌وسیله‌ی ایمیل با خبر کن


  • tommy angelo says:

    دوست عزیز این آهنگی که شما اسمشو بردید the man who sold the world اثر استاد david bowie هستش که کرت کوبین اون رو تو کنسرت unplugged بصورت cover اجرا کرد

  • آرمان says:

    به نظر من کسانی مثل راجر واترز ، کوبین ، کسانی هستن که جامعه رو فراتر از چیزی که هست میبینن من از شما واسه این لینکی که گذاشتید ممنونم چون از اول راهنمایی زمانی که دوستام اندی گوش میدادم به دنبال موسیقی راجر رفتم که چرا های بیشتری داد ،موسیقی هم یه وسیله واسه متعالی شدنه،بازم ممنونم

  • Kaveh says:

    دوست عزیز بد نیست کمی بیشتر درباره این مرد جاویدان تحقیق کنید.زیرا که کورت در کنار مادرش به سا می برد و بعدها به دنبال پدرش رفت و با همسر دوم پدرش مشکلاتی داشت. وی از داروهای ارامبخش برای بیماری معدش استفاده می کرد نا به خاطر مشکلات روحی…کورت کوبین به شدت با همسرش مشکل داشت،زیرا به این نتیجه رسیده بود که کورتنی او را تنها به خاطر پول و محبوبیتش می خواهد…و سوال من از شما دوست عزیز: ایا واقعاً کورت دست به خودکشی زد؟ اسلحه بدون اثرانگشت، مقدار بالای هروئین در خونش و وصیت نامه او با دو دستخط تا به امروز جای شک فراوان برای باور خودکشی به جای گذاشته

  • میعاد says:

    اکبر آقا آهنگ The man who sold the world آهنگ مشهور کرت کوبین نیست.بلکه یکی از معروفترین آثار David Bowie است که کوبین تنها بازخوانیش کرده!
    در ضمن بهتر بود حالا که جمله به جمله از کتاب “خورشید را بخراش” کپی برداری کردید نام کتاب و نویسنده اش آقای “شروین شهامی پور” رو هم می نوشتین! غلط های املایی هم که بماند…
    در کل از اینکه زحمت دادید به خودتون و ۳ خط به وصیتنامه اضافه کردید و اسمش رو گذاشتید مقاله ممنونم!
    میدونم این مطلب پاک میشه اما اگر با وجدان باشید باید روی کارتون کمی تاثیر بذاره!

  • دوستان گرامی که به‌این مطلب ایرادی وارد می‌کنند توجه داشته باشند این مطلب جزو مطالب جمع‌آوری شده از وب‌سایت‌های دیگر است. منبع اصلی مطلب نیز در انتها آورده شده.
    این نویسنده جزو نویسنده‌های ما نیست و نظارتی بر صحت مطلب توسط سردبیر ما انجام نشده.
    صحت مطالب جمع‌آوری شده از وب‌سایت‌های دیگر برعهده‌ی نویسنده‌ی آنهاست. ویرایش مطالب جمع‌اوری شده کار حرفه‌ای‌ای نیست. با این‌حال همکاران ما این مطلب را در حد امکان ویرایش نمودند. برای مثال نویسنده کرت کوبین و نیروانا را یکی می‌دانست. و مشکلات دیگر.
    اگر نقدی به محتوای مطالب دارید، برای اینکه انصاف رعایت شود و خود نویسنده حق پاسخگویی داشته باشد، می‌توانید به منبع اصلی مطلب مراجعه کنید.