آلبوم موسیقی «پشت پرچین سخن» که اثریست از «مجید درخشانی» و «حسام اینانلو» از دو بخش تشکیل شده است و قطعات متنوعی در این آلبوم گنجانده شدهاند.
به گزارش مجلهی موسیقی ملودی «حسام اینانلو» نوازندهی کمانچه و یکی از آهنگسازان این آلبوم موسیقی، در مراسم رونمایی از این اثر در رابطه با قطعات و آهنگهای آلبوم «پشت پرچین سخن» توضیح داد: این آلبوم در دو بخش مجزا ارائه شده و نگاه کنسرتی بر آن حاکم بوده است. در بخش اول آقای مجید درخشانی نوازندهی برجسته تار به همراه دو ساز «تبلا» و «ساکسیفون» که نوازندگان آن هندی و اتریشی هستند، قطعاتی را اجرا کرده است. در بخش دوم نیز من به همراه «همایون نصیری» نوازندهی زبردست سازهای ضربی به اجرا پرداختهایم.
بخش دوم این آلبوم موسیقی سازمحور است و در این بخش از ریتم به معنای آزاد آن استفاده شده است؛ نگاهی که بعد از ورود نت به موسیقی ایرانی حذف شد. در این اثر ریتم از حالت میزانی و دوری تبدیل به نگاه آزاد شده است.
اینانلو همچنین اشاره کرد که این کار بهصورت یک تجربه است و نمیدانم تا چه حد موفق خواهد بود.
به گزارش مجلهی موسیقی ملودی بخش اول آلبوم «پشت پرچین سخن» را قطعاتی چون «در باد»، «سخن»، «سراسیمه»، «حسرت سالها»، «پشت پرچین»، «قدم»، «قدم در خیال قدیم» و «به افسونش…» تشکیل میدهند که با نوازندگی مجید درخشانی (تار)، رائول سنگوپتا (تبلا) و جرج گراتزر (ساکسیون و کلارینت باس) ارائه شده است.
در بخش دوم نیز حسام اینانلو (کمانچه و کمانچهآلتو) و همایون نصیری (دهل و کوزه) قطعاتی چون «پشت پرچین سخن…»، «در این حسرت»، «فراموشی»، «سالها»، «خیال قدیم» و «سراسیمه در باد…» را اجرا میکنند.
بر اساس این گزارش «امیرعباس ستایشگر» منتقد موسیقی در خصوص آلبوم «پشت پرچین سخن» مینویسد: «این اثر در نهایتِ شخصینوازی، پا را از فضای ذهنیِ خاص فراتر گذاشته تا بتواند با نظرهای متفاوت، ارتباط صدایی برقرار کند. شاید در موسیقی بتوان از مفهوم گریزی به معنای آنکه نواخت نوازندگان بر اساس معیاری همگانی که کلیشهای، یکجور و همیشگی است صحبت کرد اما برای رسیدن به این سطح یکسان، امروزه اهل موسیقی به پرتگاه دیگری به نام «مدرننوازی» روی آوردهاند که خود به تنهایی نمیتواند گذری از مرحله گذار باشد. این اثر دغدغه فکری کسانی است که حتمن میدانند اگر در حیطهی آثار بیکلام، برای خود موسیقی و ارزشگزاری معانی آن حرکت میکنند راه، بسی دشوار است چرا که اگر تنها بار دیگر در همین حوالی گفتاری و آفرینشی قدم بردارند به تکرار خود معترفاند.
«پشت پرچین سخن» بیشک اثری است «تألیف» شده و انسجام یافته از دو دیدگاه مختلف که ادعا بر «تازگی» دارد. دیدگاه بخش نخست بر «تجربه» فرم سازبندی و همگن شدن دو محدودهی موسیقایی مختلف از حیث جغرافیایی و زبانی دلالت میکند. هر چند هر دو بخش کار، بر پایهی موسیقی دستگاهی ایران استوار است اما هر یک در ادامهی نوا و شورنوازیشان به سراغی و گوشهای میروند یکی به اصفهان و دیگری به دشتی سر میزند.
اگر از صدای مهآلود «ساکسیفون» و ترکیبش با صدای تیز و پرخراش «تار» بگذریم در همین بخش، دیدگاه سازبندی هر چند تجربهای برای بار اول نیست اما هنوز آنقدر مزه نشده است که دیگر از دهان افتاده باشد. هر دو نوازنده در بداههای قدم میزنند که شاید نسبت به شدت و ضعف سازِ یکدیگر در آنچه مینوازند پر اطلاع نباشند اما چنان با هم به زبانی مشترک دست یافتهاند که گویی در زمانی مشخص. سخنی دارند از سر هم سازی و سازگاری، حتی اگر در قطعهای تمام سهم یک ساز سکوت باشد.»
|