
مجلهی موسیقی ملودی – بابک رجبی: «وهر صناعتی که به دست مردم کرده می شود هیولی، و اشکال آن جسمانی باشد، الا صناعت موسیقی که موضوع آن جواهر روحانی است.» (رساله چهارم اخوان الصفا)
فارابی(۲۶۰ ه ق) در موسیقی الکبیر، عبدالقادر مراغی(۶۹۳ ه ق) در جامع الحان و کوکبی بخارایی در رساله موسیقی همگی صناعت موسیقی را مبتدای کتاب خود قرار داده اند و از توضیح و تعریف انواع صناعت موسیقی(نظری،عملی و…) شروع به نوشتن کرده اند. علما وقدمای موسیقی، علم صناعت و شناخت آلات و فواصل را در فصول بعدتر مورد توجه قرار دادهاند. این بیانگر درجه اهمییت تولید موسیقی نزد آنهاست.
اصل خطر کردن و جسارت ریسک در حیات بشر، منشا تولیدات جالب توجه در تاریخ بوده است.تولیداتی که زندگی انسانها را باتحولات بنیادین مواجه کرده است.
آنجا که انسان از در نظر گرفتن برخی شرایط و محدودیتها در آفرینش اثر، دست بر میدارد و به باور و خواست شخصی اش نسبت به تولید پا می دهد، می توان منتظر ظهوراتفاقی جدید در تولید بود.
مخاطب و مولف از طریق شناخت و دریافتی که از محصول انتظار دارد با اثر مواجه می شود، واین با یاد آوری آنچه در پس زمینه ی ذهنی اش وجود دارد اتفاق میافتد. او به خود زحمت نمی دهد تا نسبت به اثری با مولفه های یکسر جدید به دریافت و شناختی تازه برسد، او همواره در اثر به دنبال ما به ازاهای شنیده شدهی خود است،که به نحوی دیگر با هم ترکیب شده باشند.
چه چیزی باعث می شود هنرمند از تولید خلاق ونوآوری در ساخت و ساز بپرهیزد، و در تکرار فرم و محتوای سبکهای تایید شده و تثبیت شده باقی بماند؟
- ترس از قضاوت دیگران و تایید طلبی در تکیه به مخاطب، از عوامل باز دارنده ی آهنگساز در برخورد صادقانه با احساس و ایده پردازی اوست. از آنجا که هنر مجال آزادی واقعی در زندگی است، اندکی فاصله گرفتن از خواست وقضاوت دیگران می تواند به موزیسین در شکل دادن به خصوصیات ناب آفرینش هنری کمک کند. در واقع نزدیک شدن به احساسات شخصی و توان فردی به گونه ای می تواند خاصیت تولید را افزایش دهد.
- -تنهایی هنرمند- همیشه مضر نبوده است. از آنجا که هیچ قدرتی توان مبارزه و فایق آمدن بر نیستی هنر را ندارد، ایزوله شدن هنرمند در شرایط خاص می تواند خود به ایجاد یک محیط جدید در تولید هنر کمک کند. پیدایش قدرت در تکنوازی و ظهور هنرمندانی با بیانمندی شخصی همچون «جلیل شهناز»، «حسن کسایی»، «شاهمیرزا مرادی»، «حاج قربان سلیمانی»، «اسپندار» و…. از مصادیق باز نمود هنر موسیقی در تنهایی هنرمند هستند.لذا ترسی از تنهایی و شخصی گرایی در هنر وجود نخواهد داشت.
- ایمان نداشتن به نتیجهی کار احساس سوئی است از طرف هنرمند که مانع حرکت او می شود.فکر کردن به فعلیت در هنرورزی و اینکه اصل کار و حرکت است که زندگی هنری و لذت را به همراه دارد و می تواند باعث شود تا هنرمند با داشته های خود دست به خلق بزند به وجهی که از انجام حرکت محظوظ شود و نه از تاییداتی که در نتیجه ی کار به دست می آورد.اعتماد و باور به اینکه در هر وضعیتی از توان هنری تولید میسر است.پرهیز از خود سانسوری و احترام به پردازش ایده و تولید هنری آن، از عوامل موثر در نوآوری است.

- تعصب بر چهارچوب های موجود به گونه های مختلف بر نگاه مولف تاثیر دارد.الگوهای رفتاری در تحصیل هنرموسیقی،تکیه ی بی رویه به اساتید فن و پیشینه ی مکتوب و منقول موسیقی، به عنوان وحی منزل،کیش شخصیت وشیوه های آموزشی هنر ،می تواند از عوامل ایجاد تعصب و چهارچوب در مقابل حرکت و بدعت گزاری هنرمند در هنر موسیقی باشد.
- تجربی بودن نگاه هنرورز در تالیف می تواند کمک شایانی به خلق آثار متفاوت داشته باشد. بسیاری از هنرمندان در جهان به کاری که انجام می دهند مسلط هستندو از کلیشه ها ی ذهنی و هنری خود(حتی کلیشه های خلاق) استفاده می کنند. آنجا ،در ابعاد تولید اثر، جایی برای این که مولف درگیر تجربه ومقابله با رفتار کنش مند فضای هنری شود باقی نمی ماند.
هنرمند غالبن تجربه را در محیط شخصی اش انجام می دهد و در کارهایی که ارائه می دهد، نتیجه ی بدست آمده را بکار می گیرد در حالی که یکی از لذات وجذابیتهای بداهه پردازی در هنر، ساحت بی واسطگی مولف با اثر، و تالیف تجربی، و در لحظه ی آن است.
وقتی یک موزیسین با شناخت تئوریک وتکنولوژیک دست به ساخت می زند، و هنگامی که شناخت او نسبت به آنچه دارد، نسبی و در تغیر و تکمیل است، استفاده از ابعاد تجربی نشانگر ضعف اثرش نیست و لحاظ کردن عناصر تجربی در اثر، وقتی مولف به شکل حضور تجربه در فضاسازی واقف باشد و آنرا هدایت کند،یکی از جذاب ترین شاخصه های تولید هنری را باعث می شود.شک ورزی در تولید به این معنا نیست که آهنگساز نسبت به کاری که می کند باور نداشته باشد،بلکه او دانسته و سنجیده شک را در کار خود لحاظ می کند،اوبه حضور شک در تجربه ایمان دارد. به وجهی که مخاطب به این دریافت برسد کاری زیبا در موسیقی انجام شده و اینکه بداند تجربه ی جدیدی اتفاق افتاده است و همه چیز در دست مولف نبوده است.
- جایگاه هنری(آبروی هنری) برای هنرمندان گاهن با جایگاه اجتماعی یا شخصیت اجتماعی اشتباه گرفته می شود.وقتی موزیسین با تولید یک آلبوم در یک ژانر موسیقی به گونه ای خاص مطرح می شود، دیگر سعی دارد آنرا حفظ کند و از امتحان و بکار گیری سایر استعدادهایش در وضعیت های دیگر خود داری می کند.خاصه که این وضعیت برای او امکاناتی بوجود آورد که در واقع به جبر ادامه در همان فضا تن بدهد. هنرمندانی هستند که سالها خودشان یا دیگران را تکرار کرده اند، بیمناک از اینکه آبروئی به دست آورده اند وآن در خطر است.
- تلفیق یکی از تلاشهایی است که به سودای نوآوری در موسیقی انجام شده است.ترکیب موسیقی غرب با موسیقی سایر ملل از گونه ی متداول تلفیق در موسیقی است. آنچه موزیسین امروز را علاقه مند یا مجبور می کند با این دو مساله یعنی موسیقی غرب،و شعر و موسیقی سرزمین اش کار کند چیست؟
- آیا حضور تکنولوژی موسیقی غرب در کشورهای در حال توسعه قدرتی غیر قابل کنترل دارد؟ آیا حضور این تکنولوژی به کیفیت فرهنگ موسیقایی در سایر کشورها می چربد و وسوسه های مصرف مولف را از نظر برخورد فرهنگی و هنری تحت تاثیر می گذارد؟

این تکنولوژی در کیفیت ابزار مولد صوت، غالبن نگاه در ترکیب عناصر صوتی و هنرورزی با اصوات را هم با خود می آورد.درست است که تولید تکنولوژی در غرب آنقدر جلو افتاده که چاره ای جز مصرف وجود ندارد، ولی هوشمندی در مصرف، نقش اساسی در تولید هنر دارد.
به صورت کلی حضور عناصر تلفیق در موسیقی اگر در نسبتهای متوازی قرا رگیرند، بهتر می توانند به شکل گیری یکدست اثر کمک کنند.تلفیق از زوایای اینسترومنتال، ملودیک و ریتمیک وتلفیق کلام در موسیقی قابل بررسی است. سازهای زهی غرب با تعدد بسیار در گستره های صوتی، ظهور سازهای بادی برنجی مختلف، وپیدایش سازهای الکترونیک نشانگر روند رو به رشد ابزار و آلات تولید موسیقی در غرب است .اتفاقی که در صنعت سازهای سایر کشورها رخ نداده است.
- تلفیق اینسترومنتال به این معنی است که سازهایی از فرهنگ و جغرافیای مختلف با هم ادغام شود.این ترکیب به صورت معمول بین ابزار موسیقی مدرن غرب با ابزار فقیر تر اتفاق می افتد که بعضن به تولیدات جالب و شنیدنی تبدیل می شود.
- در تلفیق ملودیک، ملودی ها تا حیطه ی گستردگی سازها می توانند همسان شوند یعنی مثلن سی تار هندی ملودی گیتار الکتریک را عینن اجرا کند ویا بلعکس.به شکل دیگر فضاهای ملودیک یا ریتمیک مشترک یا نزدیک به هم در موسیقی دو فرهنگ می توانند با هم بیامیزند.این تلفیق در اجرای قطعات سمفونیک،پاپ و یا سبکهای دیگر با سازبندی ارکسترهای ایرانی اتفاق افتاده است.
- تلفیق در کلام به این گونه که شعری به زبان دیگر یا مربوط به تاریخ گذشته را با موسیقی جغرافیا و تاریخ دیگر ترکیب کنند.مثلن شعر حافظ را به سبک اپرا بخوانند یا شعر لورکا را در ابوعطا بخوانند و یا شعر مولوی با سبک بلوز بیامیزد.تلاش برای این تلفیق نیز از دغدغه های جدی شماری از هنرورزان می باشد.
کار کردن روی اشعار کلاسیک ایران با موسیقی مدرن غربی جای درنگ دارد. چرا که ساحت آن اشعار با این نوع موسیقی از جنبه های بسیار فاصله دارد. موقعیت جغرافیایی، تاریخی خاستگاه مولف، عرفان موجود در ذات شعر و موسیقی و غیره همه نشانگر فواصل نجومی این دو مقوله اند. به عنوان مثال موسیقی جز با همراهی سازهای بادی برنجی و ریتم خاص و تنظیم های پیچیده با موسیقی انیسون و هموفونیک ایرانی چه ارتباطی برقرار می کند؟ موسیقی ایرانی مبتنی بر احساسات درونگرا و تکنوازی هاست، آنجا هم که به گروهنوازی می رسد همهی سازها یک ملودی را می نوازند و هارمونی پولیفونیک در آن وجود نداشته است. این موسیقی وحدتگراست و از فرودی به فرازی میرود و باز می گردد ودر همزیستی با شعر کلاسیک ایرانی حرکت کرده است. در موسیقی جز، معمولن جملات یا ترانه های هم تاریخ با موسیقی اجرا می شود. زادگاه و زیستگاه موسیقی جز با آداب و فرهنگ زندگی امریکایی در طول این سالیان پیوندی ناگسستنی دارد. این فواصل غریب بین موسیقی ایرانی وسبکهای دیگر موسیقی غرب مثل راک، بلوز و پاپ هم مشهود است، آن موسیقی برای مصرف کننده با آن فرهنگ و زیست تولید شده است. ولی اینها همه به این معنی نیست که تلفیق مردود است.

اگر موسیقی یا شعری از جایگاه و زیستگاه اصلی خود خارج شود و معنای تازه ای بیابد یعنی زیست خود را در فرم یک اثر از سر بگیرد می تواند موفق باشد.
- به عنوان مثال در تصنیف «آمد نوبهار» که تولید آن مربوط به سال ۱۳۲۷ است قصیده ای چند بیتی از «نواب صفا» با آهنگسازی «مهدی خالدی» از سوی «خانم دلکش» اجرا شده است.دارای تلفیقی یکدست است و در آن همنشینی فرم موسیقی اورتورکه به سبک های بلوز و جز نزدیک است با فضای مفهومی مطلع شعر به خوبی اتفاق افتاده است.
- در آلبوم«باز آمدم» (از رعنا فرحان) شعر «سرمست شد نگارم» از مولوی به سبک بلوز اجرا شده که باز دارای هم نشینی است تلفیق شعر و موسیقی ،سرمستی در فضاسازی موسیقی و مفهوم شعرو فراز و فرود های گام با معنی شعر ترکیبی جدید بوجود آورده است.
- آهنگ «زلف بر باد مده» از «محسن نامجو» بر شعر حافظ، بیانی جدید با بهکارگیری سبک خاص در خوانش فواصل موسیقی پاپ و راک وترکیب آن با تحریر هایی از ردیف خوانی موسیقی ایرانی در ایجاد فضایی یکدست موسیقایی با معنی جدید کمک کرده است.هم نشینی این فرم موسیقی با مفهوم عاشقانه غزل شنیدنی است. سر بر کوه نهادن عاشق در شکوه های اعتراض آمیز عاشقانه در نارضایتی از معشوق جذبه دارد و ایجاد جانشست هنری کرده است به این معنی که تمام عناصر مورد استفاده به گونه ای ترکیب شده اند که چیز دیگری سوای آنچه بوده اند آفریده شده است وعناصر، زندگی جدیدی را از سر گرفته اند و این همان خاصیتی است که یک اثرتلفیقی موفق به آن نیاز دارد.
- «علی فارکاتوره» خواننده ی مالیایی ونوازنده ی «انجارکا» (ساز کششی مالی) با تلفیق سازهای گیتار الکتریک وسازدهنی تک سیم آفریقای غربی از نظر سازبندی به تلفیقی بدیع و یکدست رسیده است . او ملودی ترانه های محلی مالی و آفریقای غربی را با موسیقی جز و بلوز امریکا همسو دیده و در بسیاری از ترانه هایش از تلفیق ملودیک و ریتمیک این سبکها استفاده کرده است.آهنگ Ai Du نمونه بارز و زیبای این تلفیق است.موفقیت کار های تلفیقی فارکاتوره سالها او را کاندید جایزه های گرمی کرده است.کار فارکاتوره در جایزهی بهترین آهنگساز بیبیسی کنار آهنگ «به تماشای آبهای سپید» از «حسین علیزاده» وکار هنرمندانی چون «ربیع ابو خلیل»، «یان گار باک»، «راوی شانکار»، «ذکیر حسین» و … قرار گرفته و مقام آورده است.
فاصله گرفتن از آموزه های تحصیلی موسیقی و برگذشتن از آنچه مولف در حافظه ی شناختی خود دارد می تواند به خاصیت و متمایز بودن تولید کمک کند.این به این معنی است که آهنگساز همانطور که سالها در مسیر تحصیل قدم برداشته است، مثلن هارمونی و کنترپوان خوانده است، انواع ردیف موسیقی را شناخته است است، به ارکستراسیون مسلط است، در موسیقی نواحی تحقیق کرده است، ساز میزند و به تکنولوژی موسیقی واقف است، همهی این دانسته ها بهطور ناخوداگاه در حافظهی او عمل میکنند و نیازی به این نیست که از آنها مستقیمن استفاده کند، و به گونهای باید از دانستههای پژوهشی و تحصیلی خود برگذشته باشد. شاید بتوان گفت تولید خلاق و نوآوری، هنر چگونه استفاده نکردن از آموخته هاییست که تولیدات ما را به کارهای انجام شده در گذشته نزدیک میکند.
- بابک رجبی / مجلهی موسیقی ملودی
|