
آلبوم Ænima از گروه موسیقی «تول» (Tool) در ۱۷ سپتامبر ۱۹۹۶ به بازار موسیقی عرضه شد. این آلبوم در سبکهای «آلترنیتیو متال» و «پراگرسیو متال» تهیه شده و دارای ۱۵ آهنگ به مدت ۷۷ دقیقه است. «آرش خرم» در رابطه با این آلبوم موسیقی، مقالهی مفصلی را برای مجلهی موسیقی ملودی نوشته است که آنرا با هم میخوانیم.
آرش خرم: گروه موسیقی «تول» گروهی هستند بیبدیل در دنیای هنر که تفکر فلسفی و خط فکری برترشان نه خود آنها بلکه آثارشان را نیز در میان دوستداران هنر و ادبیات و نیز اهل فلسفه و منطق به درجهی اعتبار بالایی رسانده است.آلبوم Ænima از این گروه که در اول اکتبر ۱۹۹۶ منتشر شده دارای ۱۵ ترانه است. این آلبوم به «بیل هیکس» طنزپرداز آمریکایی که دو سال و نیم پیش از انتشار آلبوم بهدلیل بیماری سرطان لوزالمعده در سن ۳۲ سالگی درگذشت تقدیم شده است. ترانهی عنوان آلبوم نیز از یکی از نظریات «بیل هیکس» مبنی بر به زیر آب رفتن شهر لسآنجلس الهام گرفته شده و ترانهی پایانی با جملاتی از وی آغاز میشود.
واژهی «انیمیسم» (Animism) بهمعنی جانگرایی یا روح باوری برگرفته از کلمه لاتین Anima به معنای نفس یا روح و اعتقاد به وجود روحانیست. این مفهوم برای بار نخست در حدود سال ۱۷۲۰ از سوی روانشناس و شیمیدان آلمانی «جورج ارنست اشتال» و برای توصیف نظریهی این دانشمند تعریف شد.

در اواخر قرن ۱۹ نیز موضوع بحث بهطور اساسی با مباحث انسانشناسی و روابط انسان و خدا در هم آمیخت. در سال ۱۸۷۱ «سر ادوارد برنت تیلور» مردمشناس انگلیسی در کتاب خود «تمدن بدوی» تعریف جدیدی از «انیمیسم» ارائه داد و اساس و بنیان اعتقادات اولیه را در مباحث مربوط به آن وارد کرد. براساس این نظریه، تمامی حیوانات و اشیاء دارای روح بوده و کلیه اتفاقات جهان ثمره آن است. در بین زیستشناسان و روانشناسان «انیمیسم» به دیدگاهی برمیگردد که طبق آن ذهن انسان، ماهیتی غیرمادی دارد اما با اینحال از طریق مغز و سیستم عصبی با بدن دارای کنش و واکنش است. بر اساس یک نظریهی فلسفی «انیمیسم» بهطور معمول، Pansishism گفته میشود که بر طبق این نظریه، تمامی موضوعات و اشیاء در دنیا دارای ماهیت درونی یا روان شناختی هستند.
در رابطه با عنوان آلبوم، حرف E که به شکل Æ در واژه Anima بهکار رفته با حالتی طنز به واژه Enima (تنقیه) اشاره دارد که در حقیقت کنایهایست از لزوم شستوشوی دیدگاهها و اعتقادات جویده نشدهای که از والدین، مذهب، سیاست و … در ناخودآگاه ما وجود دارند و از تحقیق و تفکر آزاداندیشانه فردیمان حاصل نشدهاند. اینجاست که انسان، ذهنی روشن، شفاف و پذیرا برای خوداندیشی و بررسی غیرمتعصابانه پیرامون جهان را در اختیار خواهد داشت.Ænima بهطور دائم به موضوعاتی همچون تغییر، از نو متولد شدن، تخریب و بازسازی، واقعبینی و شروعی نو و متفاوت میپردازد. نام آلبوم نیز ریشه در روانشناسی «کارل گوستاو جانگ» دارد. Ænima تجلی جنس زن در ناخود آگاه مشترک ذهن مرد است. ناخود آگاه مشترک ذهن در روانشناسی «جانگ» قسمتی از ذهن ناخود آگاه انسان است که از زمان تولد در تمام انسانها وجود داشته و ریشه در خاطرات و عقاید و تفکرات اجدادی آنها دارد. Ænima یا «انیموس» یک الگوست که انسان از طریق آن با ناخودآگاه مشترک ذهن، ارتباط برقرار کرده و در درجهی بالاتر آنرا درک کند، چرا که این الگو در زندگی مشترک مسئولیت خطیری را بهعهده دارد.

«ادام جونز» گیتاریست گروه برای طراحی استثنایی و بسیار زیبای کاور آلبوم، نامزد دریافت جایزهی گرمی شد. کاور آلبوم حاوی تصاویر و نوشتههایی تفکر برانگیز است که قسمتی از یک یادداشت موجود در آن را به عنوان نمونه در زیر میاوریم و در ادامه به بررسی مختصری در رابطه با آن میپردازیم:
«تیموتی لییری» گونهای ژنتیکی را شناسایی کرد که چرخهی حیاتشان شروع به فعالیت کرده و آنان را «فوتانت» نامید. فوتانتها حاصل یک انتخاب طبیعی هستند تا با پذیرش خطرات از میان مشخصههای ژنتیکیشان و وفق دادن خود برای اکتشاف آینده، ابقاء و ادامهی حیات را تسهیل کنند. اگر محیط آزادی فراهم نکنیم تا پیدایشهای مثبت اینچنینی شناسایی شده، در آن فعالیت کنند و از آگاهی و نوع باارزش جدا نشود، ما از سرمایههای نژادی حیات بخش محروم خواهیم شد.
هر زمان دانشمند، فیلسوف، هنرپیشه یا ورزشکاری نگرش ما را به زمینهی جدیدی جلب میکند نوع آدمی پیشرفت میکند. مراسم ساحری شیوهای از ریاضتها و تمرینهایی است در جهت فعال کردن بخشی از ذهن که ممکن است به طور طبیعی هرگز استفاده نشود. جادوگر حقیقی هرگز در مراسم پرستش جانش را فدا نکرده، خون بز ننوشیده یا نقشی از دیگر افسانههای پرستش را ایفا نکرده است. این گونه رفتارها مربوط به ایمان آورندگان متحجر، متعصب و روانی است که که شما هر روز در تلویزیون میبینید. با رهاکردن بمبها بر سر مردم آنها را با نام خدا میکشند. گمانها خطرناکند اما اعتقادات کارکرد ذهن را متوقف میکنند و ذهن بدون کارکرد همانند بالینی مرده است، پس در هیچ ایمان آورید.
بهدلیل نبود یا کمبود دانش و اطلاعات، در بسیاری از مواقع ما از مفهوم اصلی فاصله میگیریم. بنابراین برای درک عمیقتر مسائل، نیاز به تفکر دقیق و بهدور از هرگونه تعصب داریم تا بتوانیم به جان کلام نزدیکتر شویم . در اینجا دو واژه وجود دارد: نخست: گمان؛ به معنی شک، تردید و عدم اطمینان. دوم: اعتقاد؛ به معنی اطمینان کامل و باور مسلم بهدور از هرگونه شک و تردید.

با طرح یک سوال وارد موضوع میشویم: هنگامیکه شخصی به چیزی معتقد باشد آیا میتواند به آن شک کرده و آزادانه و بهدور از تعصب درباره آن تفکر کند ؟ حال، خود را قضاوت کنید. آیا خود شما قادر به چنین کاری هستید !؟ منظور از متوقف شدن کارکرد ذهن، اعتقاد کامل و در نتیجه، عدم توانایی در شک، تفکر و تعقل پیرامون مساله مربوطه است. اما در ایمان آوردن به هیچ، از صنعت ادبی جالبی استفاده شده است. وقتی صحبت از ایمان بهمیان میآید، باید چیزی وجود داشته باشد تا به آن ایمان آورده شود که ما آن را X مینامیم. در واقع با این تعریف، جمله به این شکل درمیآید: «به X ایمان آورید.» ولی وقتی پای هیچ به میان میآید مساله از این جهت بغرنج میشود که ایمان به هیچ اساسن چه معنایی میتواند در پس پرده داشته باشد؟ «ایمان» و «هیچ» از دو جنس منتاقض بوده و از لحاظ ساختار و مفهوم بهطور کامل باهم متفاوت هستند که در اصطلاح فلسفی، به آن ضد و نقیض گویند. «ایمان» بر پایه بنیادها و ساختارهایی استوار است که انسان در ذهن خود میسازد. اصرار بیشتر بر لزوم درستی و ضعیفتر شدن امکان تردید ایمان را قویتر و راسخ تر جلوه میدهد. اما «هیچ» بر پایه و اساسی خاص استوار نیست (یا حداقل پایههای سیمانی ندارد!) در نتیجه، گرفتار بنیادهای «تعریف شده» نبوده و توانایی تفکر و کاوش حقیقت را داراست. با اثبات منطقی یک موضوع، تفکر پوسیده قبلی را دور ریخته و حقیقت جدید را میپذیرد.
البته این نکته قابل تامل است که هر چیزی را به آسانی نمیتوان به عنوان حقیقت قبول کرد. قبول یک چیز به عنوان حقیقت مستلزم تفکر عمیق، بررسی و مکاشفه است تا از نظر فلسفی و منطقی به اثبات برسد. همچنین لازم به یادآوری است فردی که به هیچ، ایمان میآورد با شخصی که عقاید سرسری و لحظهای دارد متفاوت است. حال بیندیشید چرا گروه «هیچ» و «ایمان» را که بهطور کامل متضاد هستند در کنار هم میآورد. در پایان شما را به گوش فرا دادن به Ænima و تفکر در آن دعوت میکنم. امید است در کنار لذت صمعی، پرتوهای روشن نیز به ذهنمان بتاباند.
- آرش خرم / مجلهی موسیقی ملودی
|
Bravo آرش جان.
متن بسیار زیبا و تحلیل گیرایی بود.
به نظرم این آلبوم Concept عجیبی رو در بر داشت
این آلبوم از حیث افکت های الکترونیک که مختص TOOL هست در نوع خودش بینظیره.
تحلیل روانشناختی آلبوم معرکه بود.
مرسی.
سپاسگزارم
بله حق با شماست. اما من زیاد به مباحث تکنیکال سازبندی و صداسازی وارد نشدم، چرا که مطلب به اندازه کافی طولانی شده بود.
البته ذکر این نکته الزامیست که بخشی از مطالب برگرفته از نوشته های دوست گرانقدرم “افراسیاب” میباشد. کتاب چهل و شش و دو ترجمه آقایان خداپناهی، جیهوری و سرمد که توسط نشر مس منتشر شده از دیگر منابع مورد استفاده اینجانب است.
مرسی آرش جان
این نشر مس چه نشر عجیبی هست
بعضی موقع ها تو ایران با این شرایط افتضاح کتاب و کتاب خونیش یه چیزهایی چاپ میشه که از سطح سواد ملت خیلی خیلی بیشتر هست.
مرسی از منابعی که معرفی کردی.
منتظر مطالب بعدیت هستم.
مس در زمینه ترجمه اشعار موزیک غربی فعالیت داشت و یه سری پوستر و تقویم و لیوان و … با عکس هنرمندان مرتبط.
من چند بار رفته بودم دفترشون. کاراشون به نظرم بشدت تجاری و فاقد ارزش حقیقی بود اما این کتاب رو که خوندم و با تعجب در موردش ازشون پرسیدم بهم گفتند که ظاهرا یک روز سه تا جوون اومدند و گفتند دنبال ناشر برای چاپش هستند و خب مس هم موافقت کرده بود !
به نظر من یه کار فوق العاده چه به لحاظ ترجمه و چه محتواست.
من بیشتر بخشی که به بایوگرافی بود رو از ترجمه این عزیزان برداشت کردم (با اندکی تغییر) اما پیشنهاد میکنم اگر علاقمند هستید این کتاب رو مطالعه کنید. البته کتاب تقریبا نایابه چون فقط یک نوبت چاپ شد و مدتی بعد هم نشر مس تعطیل شد.
به هر حال من مقالات دیگه ای هم دارم که توش از مطالب اون کتاب استفاده کردم و اگه مشکلی نباشه در آینده نزدیک توسط مجله ملودی یا سایر مجلات تخصصی مرتبط با موسیقی راک منتشر خواهم کرد !
درود بر آقای خرم و ممنون از این مطلب ارزشمند. منتظر کارهای بعدی تان هستم
تول را باید اندیشید……
همین.
بسیار لایک
موفق باشی آقای خرم
من هم در مقالات سعی در بیان مفاهیم فلسفی تالیف های هنری دارم تا ساختار آثار و فکر میکنم امروز جامعه ی هنری به خصوص موسیقائیان به این موارد نیازمندند.
پاینده!
منتظر مطلبهای بعدی شما هستیم. من زیاد با این گروه آشنا نیستم اما با خوندن مطلب خیلی ترغیب شدم که این آلبوم رو گوش کنم